طلسم !
من واقعا نمی دونم چرا این وبلاگ رو آپ نمی کنم آخه
فک می کنم فقط باید طلسمش می شکست ، که اونم همین الان شکستمش 
یه وقت نگین این پسره رفته اونجا دیگه سرش گرم شده
نه بابا
ما همونی که بودیم ، همین جا هم موندیم و شدیم 
مرتضی هم که برگشته ایران ، منم که همچنان دارم تاوان عوض کردن پاسپورتم رو می دم ... ویزای دانشجوییم هنوز حاضر نیست و حسابی علاف شدم ! ...
یه وقت نگین این پسره رفته اونجا دیگه سرش گرم شده
مرتضی هم که برگشته ایران ، منم که همچنان دارم تاوان عوض کردن پاسپورتم رو می دم ... ویزای دانشجوییم هنوز حاضر نیست و حسابی علاف شدم ! ...
+ حمید جان ( آقای دیوانه ) خیلی مخلصیم
+ میریام ! (نیش) اون فیلمه رو نرفتم (نیش) نه فقط به خاطر تو ها
به جاش رفتم استرالیا
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت توسط یک نفر که بزرگترین آرزوش " مهدی" شدنه!
|