من واقعا نمی دونم چرا این وبلاگ رو آپ نمی کنم آخه فک می کنم فقط باید طلسمش می شکست ، که اونم همین الان شکستمش
یه وقت نگین این پسره رفته اونجا دیگه سرش گرم شده نه بابا ما همونی که بودیم ، همین جا هم موندیم و شدیم
مرتضی هم که برگشته ایران ، منم که همچنان دارم تاوان عوض کردن پاسپورتم رو می دم ... ویزای دانشجوییم هنوز حاضر نیست و حسابی علاف شدم ! ...

+ حمید جان ( آقای دیوانه ) خیلی مخلصیم
+ میریام ! (نیش) اون فیلمه رو نرفتم (نیش) نه فقط به خاطر تو ها  به جاش رفتم استرالیا