همیشه خودکار دیگری هست !

نمی دونم چرا اینجوری بوده !
تاحالا یه عالمه خودکار خریدم ، اما شاهد تموم شدنِ جوهرِهیچ کدومشون نبودم ...
حتی نصفه شدنشون ! ... اصلا نمی دونم کجا می رن با کی میرن ؟! ... چی میشن !
برخلاف مداد سیاه های زمان مدرسه ! ... تا جایی که تو دستم جا می گرفتن بودن !
هیچوقت هم گم نمی شدن !

+ یک ذهن زیبا : خودکار یا مداد ؟! مساله این است !!

 بدون شرح :

 جمله واهی از آن مرد مشایی
مدرک جعلی از آن یار کذایی
بهر ملت آن شود که کاروانی
از المپیک آید با دست خالی

عید شما مبارک ...

emam zaman

مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید
   که ز انفاس خوشش بوی کسی می اید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
   زده ام فالی و فریاد رسی می اید

+ سلام !