همیشه خودکار دیگری هست !
نمی دونم چرا اینجوری بوده !
تاحالا یه عالمه خودکار خریدم ، اما شاهد تموم شدنِ جوهرِهیچ کدومشون نبودم ...
حتی نصفه شدنشون ! ... اصلا نمی دونم کجا می رن با کی میرن ؟! ... چی میشن !
برخلاف مداد سیاه های زمان مدرسه ! ... تا جایی که تو دستم جا می گرفتن بودن !
هیچوقت هم گم نمی شدن !
+ یک ذهن زیبا : خودکار یا مداد ؟! مساله این است !!
بدون شرح :
جمله واهی از آن مرد مشایی
مدرک جعلی از آن یار کذایی
بهر ملت آن شود که کاروانی
از المپیک آید با دست خالی
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۸۷ ساعت توسط یک نفر که بزرگترین آرزوش " مهدی" شدنه!
|