بوق ممتد !
] یادداشت عمومی ، خاطره [
مشهد که بودم ، یه شب با علی و محمد تصمیم گرفتیم بریم طرقبه شام بخوریم.
یه جا توی مسیر ، علی حواسش نبود و یه مقدار به چپ منحرف شد و ماشینی که بی هوا ، داشت ازمون سبقت می گرفت رو تا مرز پرت شدن از دره کشوند تو خط کناره !
بعدشم به جای معذرت خواهی ، پنجره رو کشید پایین که : "آهای! چه خبرته مرتیکه ؟! مگه سر می بری؟! "
اونم از پشت سر گازش رو گرفت و هی بوق زد و نور بالا داد که :" اگه مردی واستا ! "
محمد که جوگیر شده بود رو به علی گفت : "بذار بیاد ببینم چی می خواد بگه "
خلاصه مرده اومد و سبقت گرفت و جلومون پیچید و واستاد !
یه پیکان جوانان گوجه ای ![]()
محمد به شوخی رو به من کرد و گفت : "مهدی داشتم می زدمش نیای جلوی دست و پام که قاطی ام اساس ! می زنم تو رو هم له و لورده ت می کنم! "...
علی هم که زیر لب داشت غرولند می کرد با عصبانیت پیاده شد...
منم مثه بچه های خوب از جام جم نخوردم و از ماشین پیاده نشدم ![]()
اینا داشتن می رفتن سمت ماشینه که رانندهه پیاده شد ...
هیچوقت صحنه ی اونشب از یادم نمی ره ![]()
هیبت رانندهه دو تای رضا زاده ! از پشت بازو و جلوی بازو اینا هم که دیگه هیچی نگم بهتره
ترمز دست توی دستش هم که دیگه غوغا بود ![]()
من تنها کاری که می تونستم بکنم این بود که پنجره ها رو بدم بالا و درها رو از تو قفل کنم ![]()
محمد هم که اینجور مواقع کم نمیاره... شروع کرد به گلاب خوردن و دست بوسی و پاچه خواری و غلط کردن
... علی رو هم جلوی آقاهه حسابی فحشش داد و از جوونیش گفت و خامیش
تا بالاخره آقاهه رو نرمش کرد
...
.
اتفاق اونشب باعث شد تا همیشه قبل از دعوا و اینا ، اول به رانندهه توجه کنیم ![]()
.
چند رو پیش با مامان رفته بودیم واسه افطار حلیم بخریم. یه کبابی تو خیابونمون هست ، به اسم "علی بابا" که ماه رمضونا حلییم می فروشه.
خلاصه !... ماشین رو جلوی درش پارک کردم و می خواستم پیاده شم که یهو یه بی ام و 530 آی ، اومد و از کنارم رد شد و جلوم پیچید و دنده عقب گرفت و بعدشم چند تا بوق زد که من برم عقب تر تا اونم بتونه پارک کنه!
منم نشستم تو ماشین و داشتم ماشینو روشن می کردم که دیدم باز همین طور داره بوق می زنه ![]()
عصبانی شدم و داد زدم که : " خب بابا! چه خبرته! .. ( بوق ) (سانسور شد –
) "
خلاصه عقب رفتم و ماشینو خاموش کردم و پیاده شدم !
![]()
![]()
![]()
حالا شوما فک می کنی راننده ی ماشینه کی بود ؟! ![]()
گزینه اول : همون راننده مشهدیه ؟ ![]()
نوچ ! برو بالاتر !![]()
گزینه دوم : رضا زاده با هیبت قبل از کناره گیری از المپیک ؟! ![]()
نوچ! برو بالاتر ![]()
گزینه سوم : محراب فاطمی ؟! ![]()
نوچ! برو بالاتر ! ![]()
ول کن بابا! خودم میگم!
داور مسابقه قوی ترین مردان ایران : آقای خودنگار ![]()
..
.
بقیه ش بووووووووووق ... البته نه از نوع بوق سانسوری
از نوع بوق ممتد ![]()